سيد علي اكبر قرشي

133

قاموس قرآن ( فارسي )

زيرا كه شريعت و كتاب اسباب انذار و هدايتاند و آيات صريحاند در اينكه منظور از القا و انزال اين روح همان انذار و هدايت است كافى است كه دربارهء آيهء اول قدرى توضيح بدهيم . اين آيه ميگويد * ( « أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً » ) * بعد ميفرمايد : ما آنروح را نورى قرار داديم كه بندگان خود را بوسيلهء آن هدايت كنيم * ( « وَلكِنْ جَعَلْناه نُوراً نَهْدِي بِه مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا » ) * در جاهاى ديگر بجاى روح « قرآن » آمده مثل * ( « أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ » ) * يوسف : 3 . * ( « أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا » ) * شورى : 7 . ايضا آيهء 19 سورهء انعام و 27 كهف و غيره . و در جاهاى ديگر به قرآن « نور » گفته شده چنان كه در آيه ما نحن فيه گفته * ( « وَلكِنْ جَعَلْناه نُوراً » ) * مانند * ( « فَآمِنُوا بِالله وَرَسُولِه وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا » ) * تغابن : 8 . * ( « وَأَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً » ) * نساء : 174 . و اينكه قرآن واسطهء هدايت است احتياج بتوضيح ندارد . و چون روشن شد كه مراد از روح در آيهء اول شريعت و قرآن است منظور از آيهء دوم و سوم نيز روشن خواهد شد زيرا كه سياق آيات يكى است . راغب و طبرسى و الميزان نيز روح را در آيهء اول قرآن دانسته‌اند . بعضى از بزرگان آياتى را كه « روح » در آنها آمده بهم مخلوط كرده و نتيجه گيرى نموده است ولى به نظر ما اين كار صحيح نيست زيرا سياق آيات با هم متفاوت است آيات سه گانهء فوق در يك رديف و آياتيكه زير عنوان فرشته نقل شد در رديف ديگر و آياتيكه خواهد آمد در رديف سومى واقع شده‌اند و بعضى از بزرگان در كتاب خود حتى آيات روح بفتح ( ر ) را با آيات روح بضمّ ( ر ) بهم در آميخته و همه را در يكرديف حساب كرده است . فرشتهء بخصوص آيات سه گانهء زير نيز مثل آيات گذشته در يك رديفاند قهرا مراد از روح در آنها يك چيز است * ( « تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْه فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ . فَاصْبِرْ صَبْراً ) *